iran bordobakht football league
نام کاربری:
کلمه عبور:
ورود
نمايش نتايج 
در اینجا  در کل انجمن ها

فرهنگ وهنر ایرانی

پست ۱ تا ۲۰ از مجموع ۱۰۱۵ پست
ارسال پست
تعداد در صفحه:
برو به صفحه:
۱ ۲ ۳ ۴ ۵
۱ - سه شنبه ۳ شهریور ۲۲:۲۴

در این قسمت عزیزان برد وباختی هم مطلب که مرتبط با هنر   ( شعر و موسیقی وفیلم و.... ) ایرانی باشد قرار میدهند

andranik2009 : آندرانیک پسر پاییز
تاریخ عضویت: ۱۳۸۸/۰۳/۱۴
محل سکونت: منچستر
ارسال‌ها: ۷۰۷
تشکرها: ۳۳۴۶
پيام خصوصی
Top

۲ - سه شنبه ۳ شهریور ۲۲:۲۶

به راستی چرا بعد از گذشت ۶۵ سال از سرود ای ایران همچون نگینی درخشان در آسمان موسیقی ما میدرخشد :
شاید دلیلش این باشد که برایتان مینویسم :
  در شهریور ۱۳۲۳زمانی که نیروهای انگلیسی و دیگر متفقین تهران را اشغال کرده بودند، حسین گل گلاب تصنیف سرای معروف، از یکی از خیابان های معروف شهر می گذرد او مشاهده می کند که بین یک سرباز
انگلیسی و یک افسر ایرانی بگو مگو می شود و سرباز انگلیسی، کشیده محکمی در گوش افسر ایرانی می نوازد. گل گلاب پس از دیدنِ این صحنه، با چشمان اشک آلود به استودیوی روح الله خالقی (موسیقی دان) می رود و شروع به گریه می کند.
غلامحسین بنان می پرسد ماجرا چیست؟ او ماجرا را تعریف می کند و می گوید:
کار ما به اینجا رسیده که سرباز اجنبی توی گوش نظامی ایرانی بزند ! سپس کاغذ و قلم را بر می دارد و با همان حال، می سراید:
ای ایران ای مرز پرگهر
ای خاکت سرچشمه ی هنر
دور از تو اندیشه بدان
پاینده مانی و جاودان
ای دشمن! ار تو سنگ خاره ای من آهنم
جان من فدای خاک پاک میهنم...
همانجا، خالقی موسیقی آن را می نویسد و بنان نیز آن را می خواند و ظرف یک هفته، تصنیف «ای ایران» در یک ارکستر بزرگ اجرا می شود. 
روایت دیگری نیز است که گفته میشود که گل گلاب از مشاهده بدرفتاری سربازان آمریکائی با زنان و دختران در خیابان ناراحت وعصبانی میشود - قضیه هرگونه که بوده، آرامش درونی گل گلاب را به هم ریخته و او دقایقی بعد در دفتر انجمن موسیقی ملی- در همان خیابان هدایت- به دیدار خالقی رفته و ماجرا را بازگفته و او را نیز متاثر ساخته است. نتیجه این تاثیر و تاثر این بوده که باید با سرود به جنگ دشمن رفت. دست کم با این کار می توانسته اند مردم صبور سر به راه و خاموش را برانگیزانند. چنین نیز شده است. گل گلاب می گوید این سرود از همان نخستین اجرا «در تقویت روحیه ایرانیان در آن دوران تاثرانگیز» بسیار کارگر افتاده است. 
با نگاهی ژرف تر به موسیقی و متن «سرود»، بهتر می توان به علل فراگیری یکتای آن دست یافت. -«ای ایران»، در آواز «دشتی» شکل گرفته که برآمده از دستگاه «شور» است که «مادر دستگاه» به شمار می آید. نه تنها چهار آواز اصلی ردیفی از دل آن بیرون آمده اند، دستگاه های بزرگ دیگر نیز هر کدام به شکلی راهی ارتباطی به آن دارند. دشتی برآمده از شور را غالباً مایه ای غم انگیز به شمار می آورند. خالقی ولی با سرود ای ایران، این نظریه را باطل می کند و نشان می دهد که همه چیز به زاویه دید و شیوه عمل آهنگساز مربوط می شود. آنچه دشتی خالقی را به سرود حماسه تبدیل می کند، گزینش ریتم از یک سو و خط سیر ملودی از دیگر سوست. از اینها گذشته باید از «ساز آرائی» خالقی یاد کرد که از امکانات موجود شصت سال پیش بیشترین بهره را برای تاثیرگذارتر ساختن سرود گرفته است. تنظیم های بعدی سرود که به دفعات صورت گرفته، به سبب بهره گیری از امکانات فنی تازه تر- چه در ساز آرائی و چه در ضبط و پخش- جلوه و جلای بیشتری پیدا کرده است.*
شعر این سرود را «حسین گل گلاب» استاد دانشگاه تهران سردوه بود، و از ویژگی‌های آن، اول این است که تک ‌تک واژه‌های به کار رفته در سروده، فارسی است و در هیچیک از ابیات آن کلمه‌ای معرب یا غیر فارسی وجود ندارد. سراسر هر سه بند سرود، سرشار از واژه‌های خوش‌تراش فارسی است. زبان پاکیزه‌ای که هیچ واژه بیگانه در آن راه پیدا نکرده است، و با این همه هیچ واژه‌ای نیز در آن مهجور و ناشناخته نیست و دریافت متن را دشوار نمی‌سازد. 

دومین ویژگی سرود «ای ایران» در بافت و ساختار شعر آن است، به‌گونه‌ای که تمامی گروه‌های سنی، از کودک تا بزرگ‌سال می‌توانند آن را اجرا کنند. همین ویژگی سبب شده تا این سرود در تمامی مراکز آموزشی و حتی کودکستان‌ها قابلیت اجرا داشته باشد. 

و بالاخره سومین ویژگی‌ای که برای این سرود قائل شده‌اند، فراگیری این سرود به لحاظ امکانات اجرایی است که به هر گروه یا فرد، امکان می‌دهد تا بدون ساز و آلات و ادوات موسیقی نیز بتوان آن را اجرا کنند.

آهنگ این سرود که در آواز دشتی خلق شده، از ساخته‌های ماندگار «روح‌الله خالقی» است. ملودی اصلی و پایه‌ای کار، از برخی نغمه‌های موسیقی بختیاری که از فضایی حماسی برخوردار است، گرفته شده.
دوستان عزیز به نظرم اینها دلایلی است که این سرود زیبا برای سالها ماندگار شده است و هرگاه هر ایرانی اینسرود جاودانه را گوش می کند اشکی از غرور در چشمانش حدقه می زند  

andranik2009 : آندرانیک پسر پاییز
تاریخ عضویت: ۱۳۸۸/۰۳/۱۴
محل سکونت: منچستر
ارسال‌ها: ۷۰۷
تشکرها: ۳۳۴۶
پيام خصوصی
Top

۳ - سه شنبه ۳ شهریور ۲۲:۲۶

اما متن این سرود جاودانه با شعری از دکتر حسین گل گلاب وآهنگسازی جاودانه روح اله خالقی : 

ای ایران ای مرز پر گهر
ای خاکت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان
پاینده مانی و جاودان
ای … دشمن ارتو سنگ خاره ای من آهنم
جان من فدای خاک پاک میهنم
مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو ، کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاک ایران ما



سنگ کوهت دُر و گوهر است
خاک دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل کی برون کنم
برگو بی مهر تو چون کنم
تا … گردش جهان و دور آسمان بپاست
نور ایزدی همیشه رهنمای ماست
مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست ، اندیشه ام
در راه تو ، کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاک ایران ما



ایران ای خرم بهشت من
روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارد به پیکرم
جز مهرت بر دل نپرورم
از … آب و خاک و مهر تو سرشته شد دلم
مهرت ار برون رود چه می شود دلم
مهر تو چون ، شد پیشه ام
دور از تو نیست ، اندیشه ام
در راه تو ، کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاک ایران ما 

andranik2009 : آندرانیک پسر پاییز
تاریخ عضویت: ۱۳۸۸/۰۳/۱۴
محل سکونت: منچستر
ارسال‌ها: ۷۰۷
تشکرها: ۳۳۴۶
پيام خصوصی
Top

۴ - سه شنبه ۳ شهریور ۲۲:۲۷

امابیوگرافی کوتاهی از دکتر حسین گل گلاب : 
** استاد گل گلاب در سال ۱۲۷۶ شمسی در تهران متولد شد. تحصیلات را در مدرسه علمیه و دارالفنون طی کرد. او فرزند ابوتراب خان ( مصورالملک ) نقاش زمان قاجار بود که به ادامه تحصیل فرزندش خیلی علاقه داشت.  

** چند تن از معلمین دارالفنون فرانسوی بودند که گل گلاب نزد آنها فرانسه آموخت و چون شاگرد برجسته ای بود ضمن تحصیل به کار تدریس هم پرداخت.  

** استاد گل گلاب اولین کسی است که کتاب طبیعی نوشت. او از سال ۱۳۰۴ تا سال ۱۳۱۷ دوازده جلد کتاب در رشته جغرافیا و طبیعی تهیه کرد که در مدارس تدریس می شد.  
ر ** استاد گل گلاب از سال ۱۳۰۷ مسئول تحقیقات علمی گیاه شناسی شد و از زمان تاًسیس دانشگاه تهران تا سال ۱۳۴۵ به تدریس اشتغال داشت و هیچگاه گرد سیاست و تجارت نگشت . 

** استاد گل گلاب با همکاری کلنل کاظم وزیری و علینقی خان وزیری به کار موسیقی پرداخت و برای تعلیم تار به کلاس او می رفت. پس از سرودن ( سرود ای ایران ) که تحت تاً ثیر اشغال ایران توسط متفقین در ایران ساخته شد، روح الله خالقی آهنگ آن را ساخت و بنان نیز آن را خواند که جاودانه شد.  

** بعد از انقلاب به علت خواندن سرود ( ای ایران ) چند تن بازداشت و زندانی و مجازات شدند و خواندن این سرود میهنی جرم تلقی شد ولی هنگام جنگ ایران و عراق برای تهییج جوانان از این سرود استفاده شد و دشمنی با سراینده و خوانندگان سرود از بین رفت.  

** استاد گل گلاب در فرهنگستان ایران عضویت داشت و لغات زیادی خصوصاً در رشته علوم طبیعی پیشنهاد کرد که تصویب شد و اکنون در زبان فارسی رواج کامل دارد.  

** استاد گل گلاب در ۸۶ سالگی به تنظیم فرهنگ نامه و بیولوژی و گیاهان ایران اشتغال داشت که عمر وفا نکرد و معلوم نیست که مطالعات او به کجا رسید.  

** استاد گل گلاب در اسفند ماه ۱۳۶۳ در ۸۷ سالگی درگذشت و آثار گرانبهائی از خود به یادگار نهاد است.
روحش شاد ویادش گرامی
 

andranik2009 : آندرانیک پسر پاییز
تاریخ عضویت: ۱۳۸۸/۰۳/۱۴
محل سکونت: منچستر
ارسال‌ها: ۷۰۷
تشکرها: ۳۳۴۶
پيام خصوصی
Top

۵ - سه شنبه ۳ شهریور ۲۳:۰۹

عکسی از دکتر حسین گل گلاب

andranik2009 : آندرانیک پسر پاییز
تاریخ عضویت: ۱۳۸۸/۰۳/۱۴
محل سکونت: منچستر
ارسال‌ها: ۷۰۷
تشکرها: ۳۳۴۶
پيام خصوصی
Top

۶ - چهارشنبه ۴ شهریور ۰۱:۰۰

آندو جان

سرانجام به آرزوت که داشتن یک قسمت برای شعر و موسیقی در این سایت بود رسیدی

امیدوارم بتونیم از مطالب قشنگت استفاده کنیم

موفق باشی رفیق

      

      

nasser : چشمهارابایدشست/جوردیگربایددید
نماینده کاربران
تاریخ عضویت: ۱۳۸۷/۰۸/۲۹
محل سکونت: استقلال سیتی
ارسال‌ها: ۱۵۵۱
تشکرها: ۵۵۸۵
پيام خصوصی
Top

۷ - چهارشنبه ۴ شهریور ۰۱:۲۶

سلام "پسر پاییز"

....واقعا عالی بود

"زیباترین آرزو ها رو برات آرزو دارم" 

LOVE3H : (((*** جوجه اردک زشت ***)))
تاریخ عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۱۰
محل سکونت: زیــر آسمان خـــدا
ارسال‌ها: ۶۸
تشکرها: ۵۰
پيام خصوصی
Top

۸ - چهارشنبه ۴ شهریور ۱۶:۳۲

به بهانه رسیدن ۸ شهریور هفتمین  سالگرد در گذشت فرهاد خواننده محبوب ایران :

آری تو بودی که گفتی : «جمعه وقت رفتنه، موسم دل کندنه» وچه شاعرانه خود هم جمعه رفتی

 او رفت و به آزادگان پیوست؛ به فریدون، به مازیار، او رفت و همچون همیشه آن چه باقی ماند دریغ بود و افسوس بود که قدرش ندانستیم آن گونه که باید

تو خوابی یا بیداری را خواندی چه غافل بودم که بیداران خوابیم  برف را خواندی چه بیرگ بودیم که سرما را حس نکردیم از کوچه ها خواندی  و چه بی حس بودیم که بوی کافور کوچه هامان به مشام نرسید.  از کودکانه خواندی  و بوی اسکناس نو را از کودکان فقر دریغ کردیم، از سقف خواندی و پناهی  به بی پنا هان ندادیم از مرد تنها خواندی وچه وسعتی دادیم به تنهایی هم  دریغ از ما که او را نفهمیدیم نفهمیدیم، نفهمیدیمش...

فرهاد مهراد خواننده روشنفکر جمعه، ۸ شهریور ۱۳۸۱ در سن ۵۹ سالگی در گذشت. فرهاد از جمله خوانندگان معترض دهه ۵۰ بود که به همراه فریدون فروغی سبکی خاص را در موسیقی پایه گذاری کردند.

روحت شاد ویادت گرامی

 

andranik2009 : آندرانیک پسر پاییز
تاریخ عضویت: ۱۳۸۸/۰۳/۱۴
محل سکونت: منچستر
ارسال‌ها: ۷۰۷
تشکرها: ۳۳۴۶
پيام خصوصی
Top

۹ - چهارشنبه ۴ شهریور ۱۶:۳۴

اینهم متن ترانه مرد تنها با شعری از شهریار قنبری وآهنگسازی اسفندیار منفرد زاده

با , صدای بی صدا
مثل یک کوه, بلند
مثل یک خواب کوتاه
یه ,مرد , بود , یه ,مرد

با دستهای ,فقیر
با چشمهای محروم
با پاهای خسته
یه , مرد, بود , یه , مرد

شب, با تابوت سیاه
نشت توی چشماش
خاموش شد ستاره
افتاد, روی خاک

سایه اش هم نمیموند
هرگز پشت سرش
غمگین بود و خسته
تنهای تنها

با ,لبهای تشنه
به عکس , یه چشمه
نرسید تا, ببینه
قطره,قطره,قطره آب,قطره آب

در شب ِ , بی تپش
اینطرف , اونطرف
می افتاد تا, بشنوه
صدا,صدا, صدای پا, صدای پا

دوست, یه سکه ی, نایاب
گلدون عتیقه
یه شعر ِ ,نگفته
رو لب ِ, بسته

سوار موج نور
با حافظه ای سرد
بی گذشته , بی درد
تنهای تنها

در کنج یه قفس
بی نفس , بی هیچ کس
با حسرت ِ , یه سحر
هوا , هوا , هوای پاک , هوای پاک

در شب ِ , بیخوابی
از چشم ِ , ستاره
قطره قطره , میچکه
رویا , رویا , بر سرِ ما , بر سرِ ما

andranik2009 : آندرانیک پسر پاییز
تاریخ عضویت: ۱۳۸۸/۰۳/۱۴
محل سکونت: منچستر
ارسال‌ها: ۷۰۷
تشکرها: ۳۳۴۶
پيام خصوصی
Top

۱۰ - چهارشنبه ۴ شهریور ۱۶:۳۹

این هم عکسی از زنده یاد فرهاد روحش شاد

andranik2009 : آندرانیک پسر پاییز
تاریخ عضویت: ۱۳۸۸/۰۳/۱۴
محل سکونت: منچستر
ارسال‌ها: ۷۰۷
تشکرها: ۳۳۴۶
پيام خصوصی
Top

۱۱ - چهارشنبه ۴ شهریور ۱۷:۱۳

متن ترانه کودکانه فرهاد شعری از شهریار قنبری وآهنگسازی و تنظیم کنندگی اسفندیار منفرد زاده

بوی عیدی، بوی توت، بوی کاغذرنگی،
بوی تند ماهی‌دودی وسط سفره‌ی نو،
بوی یاس جانماز ترمه‌ی مادربزرگ،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

شادی شکستن قلک پول،
وحشت کم شدن سکه‌ی عیدی از شمردن زیاد،
بوی اسکناس تانخورده‌ی لای کتاب،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیا،
شوق یک خیز بلند از روی بته‌های نور،
برق کفش جف‌شده تو گنجه‌ها،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

عشق یک ستاره ساختن با دولک،
ترس ناتموم گذاشتن جریمه‌های عید مدرسه،
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

بوی باغ‌چه، بوی حوض، عطر خوب نذری،
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن،
توی جوی لاجوردی هوس یه آب‌تنی،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

andranik2009 : آندرانیک پسر پاییز
تاریخ عضویت: ۱۳۸۸/۰۳/۱۴
محل سکونت: منچستر
ارسال‌ها: ۷۰۷
تشکرها: ۳۳۴۶
پيام خصوصی
Top

۱۲ - چهارشنبه ۴ شهریور ۱۷:۱۵

هفته خاکستری فرهاد با شعر شهریار قنبری وآهنگسازی وتنظیم زنده یاد  واروژان

 شنبه روز بدی بود، روز بی‌حوصله‌گی،
وقت خوبی که می‌شد غزلی تازه بگی؛


ظهر یک‌شنبه‌ی من، جدول نیمه‌تموم،
همه خونه‌هاش سیاه، روی خونه جغد شوم؛


صفحه‌ی کهنه‌ی یادداشتای من
گف دوشنبه روز میلاد من ئه،
اما شعر تو می‌گه که چشم من
تو نخ ابره که بارون بزنه،
آخ اگه بارون بزنه،
آخ اگه بارون بزنه!


غروب سه‌شنبه خاکستری بود،
همه انگار نوک کوه رفته بوده‌ن
به خودم هی زدم از این‌جا برو!
اما موش خورده شناسنامه‌ی من!


عصر چارشنبه‌ی من!
عصر خوش‌بختی ما!
فصل گندیدن من!
فصل جون‌سختی ما!


روز پنج‌شنبه اومد
مث سقائک پیر،
رو نوک‌اش یه چیکه آب
گف به من بگیر، بگیر!


جمعه حرف تازه‌ئی برام نداشت،
هر چی بود، پیش‌تر از این‌ها گفته‌بود!

andranik2009 : آندرانیک پسر پاییز
تاریخ عضویت: ۱۳۸۸/۰۳/۱۴
محل سکونت: منچستر
ارسال‌ها: ۷۰۷
تشکرها: ۳۳۴۶
پيام خصوصی
Top

۱۳ - چهارشنبه ۴ شهریور ۱۷:۱۸

سقف با صدای فرهاد و با شعری از ایرج جنتی عطایی وآهنگسازی اسفندیار منفردزاده

تو فکر یک سقف ام
یک سقف بی‌روزن،
یک سقف پابرجا،
محکم‌تر از آهن!

سقفی که تن‌پوش هراس ما باشه،
تو سردی شب‌ها لباس ما باشه.

سقفی اندازه‌ی قلب من و تو،
واسه لمس تپش دل‌واپسی،
برای شرم لطیف آینه‌ها،
واسه پیچیدن بوی اطلسی.

زیر این سقف با تو از گل، از شب و ستاره می‌گم،
از تو و از خواستن تو، می‌گم و دوباره می‌گم؛
زندگی‌مو زیر این سقف با تو اندازه می‌گیرم،
گم می‌شم تو معنی تو، معنی تازه می‌گیرم.

سقف‌مون، افسوس و افسوس، تن ابر آسمونه
یه افق، یه بی‌نهایت، کم‌ترین فاصله‌مونه

تو فکر یک سقف ام
یک سقف رویایی،
سقفی برای ما،
حتی مقوایی؛

تو فکر یک سقف ام
یک سقف بی‌روزن،
سقفی برای عشق،
برای تو با من!

سقفی اندازه‌ی قلب من و تو،
واسه لمس تپش دل‌واپسی،
برای شرم لطیف آینه‌ها،
واسه پیچیدن بوی اطلسی.

زیر این سقف، اگه باشه، می‌پیچه عطر تن تو،
لختی پنجره‌هاشو می‌پوشونه پیرهن تو!

زیر این سقف خوب ئه عطر خودفراموشی بپاشیم،
آخر قصه بخوابیم، اول ترانه پا شیم!

سقف‌مون، افسوس و افسوس، تن ابر آسمونه،
یه افق، یه بی‌نهایت، کم‌ترین فاصله‌مونه

andranik2009 : آندرانیک پسر پاییز
تاریخ عضویت: ۱۳۸۸/۰۳/۱۴
محل سکونت: منچستر
ارسال‌ها: ۷۰۷
تشکرها: ۳۳۴۶
پيام خصوصی
Top

۱۴ - چهارشنبه ۴ شهریور ۱۷:۲۰

برف با صدای فرهاد وبا شعری از نیما یوشیچ و با آهنگسازی خود فرهاد وتنظیم آندرانیک

زردها بیهوده قرمز نشدند
قرمزی رنگ نیانداخته بیهوده بر دیوار
صبح پیدا شده اما آسمان پیدا نیست
صبح پیدا شده اما آسمان پیدا نیست
گرده روشنی مرده برفی . همه کارش آشوب
بر سر شیشه هر پنجره بگرفته قرار
زردها بیهوده قرمز نشدند
قرمزی رنگ نیانداخته بیهوده بر دیوار
صبح پیدا شده اما آسمان پیدا نیست
صبح پیدا شده اما آسمان پیدا نیست
گرده روشنی مرده برفی . همه کارش آشوب
بر سر شیشه هر پنجره بگرفته قرار
من دلم سخت گرفته است از این
میهمان خانه مهمان کش روزش تاریک
من دلم سخت گرفته است از این
میهمان خانه مهمان کش روزش تاریک
که به جان هم نشناخته . انداخته است
چند تن خواب آلود . چند تن ناهموار
چند تن نا هشیار که به جان هم نشناخته . انداخته است
چند تن خواب آلود . مشتی ناهموار
چند تن نا هشیار . چند تن خواب آلود

andranik2009 : آندرانیک پسر پاییز
تاریخ عضویت: ۱۳۸۸/۰۳/۱۴
محل سکونت: منچستر
ارسال‌ها: ۷۰۷
تشکرها: ۳۳۴۶
پيام خصوصی
Top

۱۵ - چهارشنبه ۴ شهریور ۱۷:۲۳

متن ترانه زیبای جمعه با صدای فرهاد با شعری از شهریار قنبری و آهنگسازی وتنظیم اسفندیار منفرد زاده

توی قاب خیس این پنجره‌ها
عکسی از جمعه‌ی غم‌گین می‌بینم،
چه سیاه ئه به تن‌اش رخت عزا!
تو چشاش ابرای سنگین می‌بینم.

داره از ابر سیا خون می‌چکه!
جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه!


نفس‌ام در نمی‌آد، جمعه‌ها سر نمی‌آد!
کاش می‌بستم چشامو، این ازم بر نمی‌آد!

داره از ابر سیا خون می‌چکه!
جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه!


عمر جمعه به هزار سال می‌رسه،
جمعه‌ها غم دیگه بی‌داد می‌کنه،
آدم از دست خودش خسته می‌شه،
با لبای بسته فریاد می‌کنه:

داره از ابر سیا خون می‌چکه!
جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه!


جمعه وقت رفتن ئه, موسم دل‌کندن ئه،
خنجر از پشت می‌زنه, اون که هم‌راه من ئه!

داره از ابر سیا خون می‌چکه!
جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه!

andranik2009 : آندرانیک پسر پاییز
تاریخ عضویت: ۱۳۸۸/۰۳/۱۴
محل سکونت: منچستر
ارسال‌ها: ۷۰۷
تشکرها: ۳۳۴۶
پيام خصوصی
Top

۱۶ - چهارشنبه ۴ شهریور ۱۸:۲۰

* آندو جان تایپیک خوبی هستش . منم کمکت میکنم واسه این تایپیک....

این گل واسه آندو که خیلی دوستش دارم

******   آنچه رانمی توان گفت باید نوشت....

                    آنچه را نمی توان  نوشت باید به شعر سرود....

                                  و آنچه ناسرودنی است را نیز می توان ....

                                                       با زبان موسیقی عنوان کرد.....

باازدست دادن همه چیز ، همه چیز می شوی ...

باران نباش تا با التماس به پنجره بکوبی که نگاهت کنند ، ابر باش که با التماس نگاهت کنند که بباری .

  ( ما از آن پاکدلا نیم که زکس کینه نداریم ...  یک شهر پراز دشمن و یک دوست نداریم )

apadana2069 :
تاریخ عضویت: ۱۳۸۸/۰۲/۰۵
محل سکونت: تهران
ارسال‌ها: ۱۵۳۵
تشکرها: ۶۲۹۷
پيام خصوصی
Top

۱۷ - چهارشنبه ۴ شهریور ۱۸:۲۴

اگه قلبمو شکستی
به فدای یک نگاهت
این منم
چون گل یاس نشستم سر راهت
تو ببین غبار غم رو که نشسته بر نگاهم
اگه من نمردم از عشق
تو بدون که روسیاهم
اگه عاشقی یه درده
چه کسی این دردو ندیده
تو بگو کدام عاشق رنج دوری ندیده
اگه عاشقی گناهه
ما همه غرق گناهیم
میون این همه آدم
یه غریب و بی پناهیم
تو ببین به جرمه عشق
پره پروازمو بستند
تو ندیدی منه مغرور
چه بی صدا شکستم
کاش میشد قاصدک باشم
تو رفتنم بی صدا باشم

باازدست دادن همه چیز ، همه چیز می شوی ...

باران نباش تا با التماس به پنجره بکوبی که نگاهت کنند ، ابر باش که با التماس نگاهت کنند که بباری .

  ( ما از آن پاکدلا نیم که زکس کینه نداریم ...  یک شهر پراز دشمن و یک دوست نداریم )

apadana2069 :
تاریخ عضویت: ۱۳۸۸/۰۲/۰۵
محل سکونت: تهران
ارسال‌ها: ۱۵۳۵
تشکرها: ۶۲۹۷
پيام خصوصی
Top

۱۸ - چهارشنبه ۴ شهریور ۱۸:۲۶

همیشه باید در برگ ریزان پاییز گام بردارم
یا در کولاک مه گرفته زمستان
ان روز که سهم بهار را در کوچه ها تقسیم میکردند
نصیب من تنها یک شاخه اقاقیا بود
که در دیوار همسایه اویزان بود
و هر وقت مرا دلتنگ میدید
به عطر افشانی در مسیر قدمهایم می پرداخت
قصه این است , ولی
مرا غمگین خطاب نکنید
من فقط گاهی
ار هرزه ی گیاهانی شکایت میکنم
که بی رخصت و دستور
در خاک حاصلخیز خانه ام
جوانه میزنند و بی مهابا میرویند
از من خرده نگیرید که خاکستری نویس شده ام
من فقط گاهی
خاکستر خاطرات را جارو میکنم,
و اندکی گلایه وگریه ...
و با ز
نگران نباشید
همان میشوم که شما از من در خیال خود دارید
اگر پیله پوسیده ام , سر باز کند

_ کجایی من هنوز واژه را به ما نبخشیده ام
هنوز انتظار سپیده را میکشم
_ نه دیگر به تو دل خوش میکنم
نه به پارسیانی که جامه سفید بر تن کرده اند
همه تان مرا در خیابان خلوت خاطرات
روانه خیالی خام میکنید
خوابم گرفته است در رخوت خرانه ی خاک

_ باز هم خواب تو را دیدم
تندیس بی روح یخ زده ای
مقابل چشمهایم اب شد
رویا ها هم با تو هم داستان شدند
پلک که بر هم گذارم
مقابلم تصویر میشوی

در سکوت سرد زمین مجالی برای خواستنت میخواهم
برف میبارد اما تو از زمانه هم سردتری


- ما باز هم باهم خواهیم بود
این بار نه بر روی زمین
بالاتر از ابرها

باازدست دادن همه چیز ، همه چیز می شوی ...

باران نباش تا با التماس به پنجره بکوبی که نگاهت کنند ، ابر باش که با التماس نگاهت کنند که بباری .

  ( ما از آن پاکدلا نیم که زکس کینه نداریم ...  یک شهر پراز دشمن و یک دوست نداریم )

apadana2069 :
تاریخ عضویت: ۱۳۸۸/۰۲/۰۵
محل سکونت: تهران
ارسال‌ها: ۱۵۳۵
تشکرها: ۶۲۹۷
پيام خصوصی
Top

۱۹ - چهارشنبه ۴ شهریور ۱۸:۳۱

بهانه

ای تو بهانه واسه موندن ………. ای نهایت رسیدن
ای تو خود لحظه بودن ……….. تا طلوع صبح خورشید رو دمیدن
ای همه خوبی همه پاکی …….. تو کلام آخر من
ای تو پر از وسسه عشق……… تو شدی تمامی زندگی من
اسم تو هر چی که می گم……… همه تکرار تو حرفهای دل من
چشم تو هر جا که می رم …….. جاری تو چشمهای منتظر من
….
ای تو بهانه واسه موندن ……… ای نهایت رسیدن
ای تو خود لحظه بودن ……….. تا طلوع صبح خورشید رو دمیدن
…..
تو رو لحظه که دیدم ………….. به بهانه هام رسیدم
از تو تصویری کشیدم ……….. که اون و هیچ جا ندیدم
تو رو از نگات شناختم ……….. غصه از عشق تو ساختم
تو رو از خودت گرفتم ………… با تو یک خاطره ساختم

ای تو بهانه واسه موندن ……….. ای نهایت رسیدن
ای تو خود لحظه بودن …………. تا طلوع صبح خورشید رو دمیدن
ای همه خوبی همه پاکی ………. تو کلام آخر من
ای تو پر از وسسه عشق …….. تو شدی تمامی زندگی من

باازدست دادن همه چیز ، همه چیز می شوی ...

باران نباش تا با التماس به پنجره بکوبی که نگاهت کنند ، ابر باش که با التماس نگاهت کنند که بباری .

  ( ما از آن پاکدلا نیم که زکس کینه نداریم ...  یک شهر پراز دشمن و یک دوست نداریم )

apadana2069 :
تاریخ عضویت: ۱۳۸۸/۰۲/۰۵
محل سکونت: تهران
ارسال‌ها: ۱۵۳۵
تشکرها: ۶۲۹۷
پيام خصوصی
Top

۲۰ - چهارشنبه ۴ شهریور ۱۸:۴۰
امین الله رشیدی

بیوگرافی و کارنامه امین الله رشیدی آهنگساز و خواننده رادیو ایران

امین الله رشیدی متولد شهرستان کاشان، نخستین خواننده ایرانی آشنا با خط بین المللی موسیقی (نوت)هنر آموخته در کلاسهای رایگان شبانه هنرستان موسیقی ایران ،ساختمان قبلی تالار رودکی در سالهای ۱۳۲۶ تا ۱۳۲۸ شمسی نزد استادان موسی خوان معروفی و دکتر مهدی فروغ و پیش از این تاریخ فراگیری مقدمات تار نوازی نزد آقایان حسن نقشپور و مسعود معارفی و نیز آموزش خط و نقاشی در مدت تحصیل در دبستان شاهپور و دبیرستان پهلوی کاشان از استاد علی اکبر صناعتی و بعد از تحصیلات ادامه آموزش نقاشی در کاشان نزد آقایان محمود دبیر الصنایع و نقشپور نام برده تا رسیدن به مرحله طراحی.

آهنگ سازی و خوانندگی رشیدی در رادیو تهران-ایران-از سال ۱۳۲۷ شمسی آغاز و تا پایان سال ۱۳۴۴ بطور مداوم و مستمر ادامه داشته و در ظرف این مدت بیش از ۱۲۰ آهنگ ساخته و با همکاری نوازندگان هنرمند،آقایان حبیب الله بدیعی ،پرویز یاحقی،همایون خرم،عباس شاپوری،انوشیروان روحانی،رضا یاوری و جمعی از عزیزهنرمندان در رادیو اجرا نموده است.

او غیر از آهنگ هایی که خود ساخته است ،تعدادی آهنگ(ترانه)از دیگر اساتید موسیقی ایران همچون آقایان موسی معروفی ،حسین یا حقی،علی تجویدی،همایون خرم،شاپور نیاکان،عباس زندی و دیگران را نیز به طور زنده و مستقیم در رادیو خوانده است.

در حدود نیمی از آهنگ های یاد شده در سالهای قبل از ۱۳۳۴،یعنی پیش از رسیدن ظبط صوت به ایران در رادیو اجرا شده و بدین جهت اثری از آنها برجای نمانده است.اما بخشی از نیم دیگر آن آثار از سال ۱۳۷۸ تا این زمان در ۵ کاست و cd بنامهای (عطرگیسو)و(من عشقم)و(افسونگر)و(دلم تنگ است،چاوشی)با ... از قطعه (چاووشی)سروده مهدی اخوان ثالث  و چشم شب محتوی ۵۰ آهنگ –ترانه و آواز-در ایران منتشر شده است- و دو کاست بنامهای (شهر افسانه ها )و(زمستان) در سال آینده انتشار خواهد یافت.

اشعار ترانه های یاد شده را شاعران و ترانه سرایان مشهور ارجمند ایران ،آقایان ابوالقاسم حالت،رهی معیری،فریدون مشیری،مهرداد اوستا،تورج نگهبان،بیژن ترقی،دکتر مهدی حمیدی شیرازی،عبداله الفت،پرویز وکیلی و ... سروده اند.

رشیدی آهنگهای بسیاری نیز روی اشعار شاعران نو پرداز ،آقایان مهدی اخوان ثالث،نادر نادر پور،فریدون مشیری،نیما یوشیج،منچهر آتشی،نصرت رحمانی و دیگران ساخته که فقط یکی از آنها –زمستان-سروده مهدی اخوان ثالث برای اولین بار در سال ۱۳۴۸ بوسیله ارکستر یزرگ رادیو ایران بخوانندگی خانم پروین و تنظیم سیروس شهردار اجرا و پخش شده و امید است درآینده بقیه آن آهنگها بوسیله خود رشیدی یا دیگر خوانندگان اجرا گردد.

شغل اصلی رشیدی سردفتری اسناد رسمی بوده است.او دارای دو فرزند دختر و پسر بنامهای افسانه و صباح است که دارای ذوق موسیقی هستند.رشیدی در نویسندگی و شاعری نیز دستی دارد . اشعار بعضی از ترانه هایش را منجمله (دریا)خود ساخته است.سفرنامه ای از او بنام (از کاشان تا کاناری،جزائر قناری)محتوی گزارش سفرهای متعدد او به کشورهای اروپا تا جزائر قناری با چاشنی طنز و انتقاد و شعر و موسیقی در سال ۱۳۷۲ توسط انتشارات سنائی تهران و دومین کتابش بنام (خاطره ها و نغمه ها-عطر گیسو)محتوی بخشی از نیم قرن خاطرات رادیویی هنری و یادداشتهای ادبی،اجتماعی و سیاسی و مطالبی نو و ناگفته در ارتباط با هنر مندان موسیقی و نویسندگان و شاعران معروف ایران با چاپی نفیس در ۶۵۰ صفحه و ۲۶۰ تصویر از آنان بوسیله انتشارات عطایی تهران درمعرض نظر و مطالعه علاقمندان به هنر و ادبیات قرار گرفته است.

این کتاب با ادای احترام به فرهیختگان جهان موسیقی –بعنوان مقدمه- شروع و با اتو بیو گرافی نویسنده به شیوه ای خاص ،ابتکاری،طنز آمیز و محاکمه مانند ادامه یافت وبا گزارشات ویژه ای در دودهه ۳۰ و ۴۰ در رادیو ایران در مورد هنر مندان ،ظهور برنامه (گلها) و شان نزول آن ،انجاک سه کدتای هنری در رادیو ایران و همچنین گزارشی مفصل و پرهیجان در مورد مسابقه و جدال بین مدعیان شعر نو و کهن در نیم قرن اخیر ،کارنامه مطبوعات در سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۰ .

یاد داشتهایی در باره دکتر محمد مصدق ،اسرار..محمد مسعود مدیر روزنامه مردامروز و مطالب متنوع دیگری در هر زمینه در این کتاب منتشر شده و سرانجام با نوت ها و اشعار ۳۸ آهنگ –ترانه-در کاست های نامبرده پایان میگیرد.

با نظری گذرا بر مطالب خاطره ها و نغمه ها چنین بر می آید که این هنر مند کاشانی در اکثر هنرهای رایج زمان کم و بیش دستی داشته و نمونه هایی از آن هنرها در این کتاب منعکس شده است و میتوان گفت که چاپ کتابی با این فرم و محتوی ،آنهم از طرف یک هنرمند اهل موسیقی ،کم سابقه و این ،نمایانگر دلبستگی و علاقه شدید مولف بموسیقی و ادبیات ایران و سایر هنرهاست و از نظری دیگر ساده نویسی ،صداقت ،حقگوئی و بت شکنی نیز وجه مناسب (خاطره ها و نغمه ها)است.

 

کتاب نامبرده دو شاخه دیگر نیز دارد .اولی دلبستگی عمیق نویسنده به زادگاه خود ،شهر کاشان است که در سرتاسر کتاب بمناسبتهایی خاص از ضرب المثلها ،خاطرات مربوط به هنرمندان مشهور کاشانی الاصل نام میبرد و دومین ،ارادت مخصوصی است که مولف نسبت به نویسندگان و محققین ارجمند ایران ،امثال پروفسور فضل الله رضا ،دکتر شفیعی کدکنی،مهدی اخوان ثالث ،نجف دریابندری و بالاخص دکتر باستانی پاریزی دارد که در موارد بسیار در جهت تایید نظرات خود از نوشته های ایشان مدد میگیرد.

جلد دوم کتاب خاطره ها و نغمه ها در ۷۰۰ صفحه تخت عنوان "تا مرزهای بی سرانجامی"در مرحله حروف چینی است و امید است که تا چند ماه دیگر چاپ و منتشر گردد.

باازدست دادن همه چیز ، همه چیز می شوی ...

باران نباش تا با التماس به پنجره بکوبی که نگاهت کنند ، ابر باش که با التماس نگاهت کنند که بباری .

  ( ما از آن پاکدلا نیم که زکس کینه نداریم ...  یک شهر پراز دشمن و یک دوست نداریم )

apadana2069 :
تاریخ عضویت: ۱۳۸۸/۰۲/۰۵
محل سکونت: تهران
ارسال‌ها: ۱۵۳۵
تشکرها: ۶۲۹۷
پيام خصوصی
Top

پست ۱ تا ۲۰ از مجموع ۱۰۱۵ پست
ارسال پست
تعداد در صفحه:
برو به صفحه:
۱ ۲ ۳ ۴ ۵