..........................اگر بار گران بودیم برفتیم............................
سپاس بی حد خالق بی همتایی را که دیگر بار منّت نهاد و فرصتی به حقیر عنایت نمود تا با آخرین
قدم ها نیز در جمع کاربران عزیز و مدیران محترم باشم.
این سپید برگی را که برایتان انشا می کنم، تنها یک بدرودی تازه نیست، صحبت از چند ماه است.
بنده هم مثل سایر عزیزانی که در اینجا مشغول فعالیّت اند،از با هم بودن و یکی بودن متاثر نیستم
اما......عاقبت این شد تا بنشینم و چند کلامی را نگارش کنم و بگویم:
کاش برای اوقاتم میزانی داشتم....کاش....میزانی که شاید در قالب زمان ها باشد.آری ثانیه هایی
که از کنار یکدیگر می گذرند و به یکدیگر محل نمی کنند.
دوستان گلم،کاربران عزیز و مدیران محترم! این مطالب من هیچ کدام حمل بر شکایت نیست.تنها
هدف این بود که من هم به عنوان یک برادر کوچکتر، گفته هایم را به شما عرضه کنم:
برد و باخت یک سایتعام و همگانی است!پس همه ی دوستان حق دارند نظرات خویش را ارائه کنند
و هیچ کس هم با این مسئله مخالف نیست. اما هر چیزی ملاک دارد . مگر می شود اهانت را هم
در نظرات گنجاند.بدون شک خیر...خواهید گفت:ما به سادگی اهانت نمی کنیم.
دوستان عزیز! مدتی که من اینجا بوده ام ، بارها و بارها گفته ام که نهایت حمایت نیز منجر به اهانت
می شود و همچنین بارها و بارها در نظراتم به رعایت حرمت دیگران تاکید کرده ام.البته این تاکید به
مثل بزرگی نیست ، بلکه من باب وظیفه است.من هم مانند شما خوبان، دوستان زیادی در سایت
داشتم، ولی این دوستی هرگز نشانه ی حمایت همه جانبه ی من از آنها نبود،چرا که گاهی بهترین
دوستانم، زشت ترین اهانت ها را کردند، که من هم با پیام خصوصی و یا حتّی بالاجبار در ملا عام
آنها را سرزنش کردم. ولی اینها بدان معنا نیست که خود مبرّای از عیب و نقصم.خیر...هرگز اینگونه
نیست. ولی این را باور دارم که بنده وظیفه ام را انجام دادم و در ایجاد فضایی دوستانه در سایت،
زحمات زیادی را متحمّل شدم و چه بیدارخوابی هایی که به خاطر این امر نکشیدم و همچنین
حاضرم اینجا به شما اطمینان دهم که شاید در سایت اوّلین کسی بودم که هرگز به رنگ و رخسار
خاصّی نگاه نمی کردم و با آنکه پرسپولیس را طرفدار بودم، دوست داشتم همه را با چشمی بینا
و با عینکی تیز بین ببینم.
لذا در انتها از همه ی شما کاربران عزیز و مدیران محترم، به خاطر آنکه به بنده اعتماد کردید، کمال
تشکر و سپاس را دارم. امید است که در شادترین لحظات زندگیتان،پربارترین ثمرات را مدیر باشید.
در سخن مخفی شدم مانند بو در برگ گل
هر که خواهد دیدنم، گو در سخن بیند مرا
