iran bordobakht football league
نام کاربری:
کلمه عبور:
ورود
نمايش نتايج 
در اینجا  در کل انجمن ها

********* ( دلکده ) *********

پست ۱۵۴۱ تا ۱۵۵۸ از مجموع ۱۵۵۸ پست
ارسال پست
تعداد در صفحه:
برو به صفحه:
۷۳ ۷۴ ۷۵ ۷۶ ۷۷ ۷۸
۱۵۴۱ - سه شنبه ۱۹ مرداد ۰۱:۰۸


غم میون دو تا چشمون قشنگت لونه کرده

شب تو موهای سیاهت خونه کرده

دو تا چشمون سیاهت مثل شبهای منه

سیاهیای دو چشمت مثل غم های منه

وقتی بغض از موژه هام پایین می یاد بارون می شه

سیل غم آبادیمو ویرونه کرده

وقتی با من می مونی تنهاییمو باد می بره

دو تا چشمام بارون شبونه کرده

بهار از دستای من پر زد و رفت

گل یخ توی دلم جوونه کرده

تو اتاقم دارم از تنهایی آتیش می گیرم

ای شکوفه توی این زمونه کرده

چی بخونم جوونیم رفته صدام رفته دیگه

گل یخ توی دلم جوونه کرده ...

.

http://navazandeh.persiangig.com/3554403-md.jpg


پشیمان نیستم از آنچه بودم ... پشیمان نیستم از ماجرایم

همین هستم ، همین خواهم شد از نو ... اگر بار دگر دنیا بیایم

magenta : وحید تاجی
تاریخ عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۱۸
محل سکونت: زیر این آبی دوار
ارسال‌ها: ۴۸۴
تشکرها: ۲۹۵۶
پيام خصوصی
Top

۱۵۴۲ - چهارشنبه ۲۰ مرداد ۱۹:۰۷

سی ثانیه پای صحبت آقای برایان دایسون

مدیراجرائی اسبق در شرکت کوکاکولا


هیچوقت از ریسک کردن نهراسیم چرا که به ما این فرصت  را خواهد داد تا شجاعت را یاد بگیریم.


 

فرض کنید  زندگی همچون یک بازی است .

قاعده این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان بر زمین شوید
جنس یکی از آن توپها از لاستیک بوده و باقی آنها  شیشه ای هستند

 . پر واضح است که در صورت افتادن توپ پلاستیکی بر روی زمین ، دوباره نوسان کرده و بالا خواهد آمد ،

 اما آن چهار توپ دیگر به محض برخورد ، کاملا شکسته و خرد میشوند.

 
او در ادامه میگوید :

 "  آن چهار توپ شیشه ای عبارتند از خانواده ، سلامتی ، دوستان و روح  خودتان

 و توپ لاستیکی همان کارتان است.

ایران من ایران من ایران سر افراز من 

mahdiii : بی خیال سیر کن
تاریخ عضویت: ۱۳۸۹/۰۲/۱۷
محل سکونت: تبریز
ارسال‌ها: ۴۳۱
تشکرها: ۱۱۶۰
پيام خصوصی
Top

۱۵۴۳ - چهارشنبه ۲۰ مرداد ۱۹:۰۸

دلم میترسد

 

 

به سکوت سرد مرداب قسم که تو نیلوفر چشمان منی

و دل خسته ی من می ترسد که تو پژمرده شوی

که تو مرا به فراموشی شبها سپری

که مبادا به دلم رنگ سیاهی بزنی

و به شبهای امیدم تو تباهی بزنی

دل من ترانه دارد غم عاشقانه دارد

به هوای روی ماهت همه شب بهانه دارد

ایران من ایران من ایران سر افراز من 

mahdiii : بی خیال سیر کن
تاریخ عضویت: ۱۳۸۹/۰۲/۱۷
محل سکونت: تبریز
ارسال‌ها: ۴۳۱
تشکرها: ۱۱۶۰
پيام خصوصی
Top

۱۵۴۴ - پنجشنبه ۲۱ مرداد ۱۹:۲۷


 

مهربانم

به اندازه اسمانی بی کران و دریایی زلال تو را تقدیس می کنم

و کلام ابی رنگت را بر خانه دلم می نگارم

و تنها واژه محبتم از ان توست

دیگر نسبت به هم بیگانه نیستم

احساسمان،ارزوهایمان و نگاهمان با هم گره می خورد

من تو را در قصه های شیرین عاشقانه ام جا داده ام

اکنون،فصلی سبز را با هم اغاز می کنیم

فصل خوش شکفتن،فصلی پر از احساس ،همدلی و دلدادگی

پنجره های زندگی مان را به روی امید و شادی باز خواهیم کرد

و ترانه خوش اهنگ صمیمیت را با هم خواهیم خواند

گل هایی از مهربانی و خوشبختی در باغچه دلمان خواهیم کاشت

تا بعد از این صداقت مان

صدای زلال خوشبختی ما را به افق های دور دست برساند

من همیشه با قلم محبت بر روی گلبرگ های عشق

با دستانی پر از مهر و چشمانی لبریز از باران

از میان هزاران واژه برای تو

دوستت دارم

را انتخاب می کنم

 

ایران من ایران من ایران سر افراز من 

mahdiii : بی خیال سیر کن
تاریخ عضویت: ۱۳۸۹/۰۲/۱۷
محل سکونت: تبریز
ارسال‌ها: ۴۳۱
تشکرها: ۱۱۶۰
پيام خصوصی
Top

۱۵۴۵ - پنجشنبه ۲۱ مرداد ۱۹:۲۸

می نویسم.....
می نویسم تا بدانی که :
هر چه داغ ها کهنه تر شود دیر تر از یاد خواهد رفت !
می نویسم تا بدانی :
باران ابرها زود گذرند و باران چشم عاشق ماندگار تر !
می نویسم تا بدانی :
رد پا فانی و رد عشق سوزنده تر از هر آتش !
می نویسم تا بدانی :
اسم ها تکراری ولی یادشان همواره قشنگ !
می نویسم تا بدانی :
دوستت دارم
 
دوست دارم.........
می خواستم زندگی کنم، راهم را بستند. ستایش کردم ، گفتند خرافات است.عاشق شدم، گفتند دروغ است. گریستم، گفتند بهانه است. خندیدم، گفتند دیوانه استو یادت ماندگارتر از هر چه در یادم خواهد ماند
 

ایران من ایران من ایران سر افراز من 

mahdiii : بی خیال سیر کن
تاریخ عضویت: ۱۳۸۹/۰۲/۱۷
محل سکونت: تبریز
ارسال‌ها: ۴۳۱
تشکرها: ۱۱۶۰
پيام خصوصی
Top

۱۵۴۶ - پنجشنبه ۲۱ مرداد ۱۹:۳۱
سروده ای از شاکر شاهدی
 
روزگار
زمانی بود  ما  در  شوق  دیدار
چه تک تک لحظه هارامی شمردیم
چه شبهای  صفابخش  دل و جان
میان  دوستان   ما  سر می بردیم
ولی افسوس دوران رخت بربست
به  یاد  این  و  آن  دیگر  نماندیم
برفتند   آن     دلان   عاشق   ما
چو  بیگانه   میان   قوم    ماندیم
نه  ک س  مانده  هوای   ما  بدارد
نه یار و یاوری  دل  می سپردیم
نه  آغوشی  که   دل  آرام  دارد
نه ماواییکه دل راخوش می کردیم
چه  کوته  بود   آن   ایام    زیبا
که  از دهر و زمان نادیده دردیم

ایران من ایران من ایران سر افراز من 

mahdiii : بی خیال سیر کن
تاریخ عضویت: ۱۳۸۹/۰۲/۱۷
محل سکونت: تبریز
ارسال‌ها: ۴۳۱
تشکرها: ۱۱۶۰
پيام خصوصی
Top

۱۵۴۷ - پنجشنبه ۲۱ مرداد ۱۹:۳۸

" زندگی زیباست چون تصویر ماست در مسیرش هر چه نازیباست تقصیر ماست ************ ****** خدایا به من قدرت ده تا وقتی می خواهم درباره راه رفتن کسی قضاوت کنم کمی با کفش های او راه بروم. دکتر علی شریعتی "

ایران من ایران من ایران سر افراز من 

mahdiii : بی خیال سیر کن
تاریخ عضویت: ۱۳۸۹/۰۲/۱۷
محل سکونت: تبریز
ارسال‌ها: ۴۳۱
تشکرها: ۱۱۶۰
پيام خصوصی
Top

۱۵۴۸ - پنجشنبه ۲۱ مرداد ۱۹:۳۹

یــاد قــلبت بــاشــد... یاد قـلـبـت باشـد یک نفر هـسـت که بـین آدمهـایی که هـمه غریبـنـد به تو می انـدیـشـد و دلـش از دوری تو دلـگـیـر اسـت... یاد قـلبـت باشد، یک نفرهـست که شـب و روز دعایـش این است زیر این سـقـف بلـنـد، هر کجا هستی، به سـلامت باشی و دلـت همواره، محو شادی و تبسم باشد... یاد قـلبت باشد، یک نفر هـست که دنـیـایـش و رویایش را به شکـوفـایی احـسـاس تـو پـیـوند زده... دلـش می خواهـد لحـظه ها را بـا تـو بـه خـدا بـسـپـارد... یـادت بـاشد یـک نفر هـسـت که بـا یـادت هـر صـبـح گونـه سـبـز اقـاقـی ها را از تـه قـلـب و دلـش می بـوســد... ............ ........ کدامیک از ما بدجنس تریم؟ من؟ که آرزوی کشیدن موهایت یکدم رهایم نمی کند؟ یا تو؟ که همیشه هوس کندن گوش هایم آزارت می دهد؟ بدجنس!! کدامیک بچه تریم؟ من؟ که کودکانه بهانه چشمهایت را می گیرم؟ یا تو؟ که بچه گانه شعرم را خط خطی می کنی؟ کدامیک عاشق تریم؟ من؟ که ذره ذره وجودم چون شمع در حسرت نگاهت آب می شود؟ یا تو؟ که شعله نگاهت هردم شعله ور نگشته خاکسترم می کند؟ کدامیک بازیگوش تریم؟ من؟ که دلم بازیچه بازی موهایت در نسیم هر لحظه به شوق بوییدن زلفت می تپد؟ یا تو؟ که با هر کرشمه ات بیچاره دلم را به بازی گرفته ای؟ ... هان؟! ...کدامیک؟! "

ایران من ایران من ایران سر افراز من 

mahdiii : بی خیال سیر کن
تاریخ عضویت: ۱۳۸۹/۰۲/۱۷
محل سکونت: تبریز
ارسال‌ها: ۴۳۱
تشکرها: ۱۱۶۰
پيام خصوصی
Top

۱۵۴۹ - پنجشنبه ۲۱ مرداد ۱۹:۴۰

" مترسک ناز می کند کلاغ ها فریاد می زنند و من سکوت می کنم.... این مزرعه ی زندگی من است خشک و بی نشان...التماس دعا "

ایران من ایران من ایران سر افراز من 

mahdiii : بی خیال سیر کن
تاریخ عضویت: ۱۳۸۹/۰۲/۱۷
محل سکونت: تبریز
ارسال‌ها: ۴۳۱
تشکرها: ۱۱۶۰
پيام خصوصی
Top

۱۵۵۰ - جمعه ۲۲ مرداد ۱۵:۰۵


دل من باز گریست ...

قلب من باز ترک خورد و شکست ...

باز هنگام سفر بود و من از چشمانت می خواندم

که به آسانی از این شهر سفر خواهی کرد ...

و از این عشق گذر خواهی کرد ...

و نخواهی فهمید ،

بی تو این باغ پر از پاییز است ...

.

....


پشیمان نیستم از آنچه بودم ... پشیمان نیستم از ماجرایم

همین هستم ، همین خواهم شد از نو ... اگر بار دگر دنیا بیایم

magenta : وحید تاجی
تاریخ عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۱۸
محل سکونت: زیر این آبی دوار
ارسال‌ها: ۴۸۴
تشکرها: ۲۹۵۶
پيام خصوصی
Top

۱۵۵۱ - جمعه ۲۲ مرداد ۱۵:۲۲
آخرین ویرایش توسط magenta در تاریخ جمعه ۲۲ مرداد ۱۵:۲۴

چه کسی می آید ...؟

به چه دل باید بست

و ... که اندوه مرا خواهد برد

تن تنهای تکیده آخر

به چه کس دل بندد

که مرا می خواند

من به امید چه باید باشم

به سرود دل بی درد که باید خندید

آی ای چرخ کبود

گل امید کجا می روید

دل نومید کی اش می بوید

از چه وامانده ام از قافله باورها ...

کو؟ کجایند همه باورها ؟

آه ... باز گویا مستم

تب و هذیان و غم امشب ببرد از دستم

باز تنها هستم

راستی یادم رفت ...

چه کسی می داند چه کسی می آید ...؟

.

...

 

پشیمان نیستم از آنچه بودم ... پشیمان نیستم از ماجرایم

همین هستم ، همین خواهم شد از نو ... اگر بار دگر دنیا بیایم

magenta : وحید تاجی
تاریخ عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۱۸
محل سکونت: زیر این آبی دوار
ارسال‌ها: ۴۸۴
تشکرها: ۲۹۵۶
پيام خصوصی
Top

۱۵۵۲ - شنبه ۲۳ مرداد ۱۳:۳۶

در دلنشینی یک دیدار


فاصله ها فرو میریزند


تپش قلب ها


فریاد سکوت میشوند


و دستها


پلی برای روایت دو احساس


و چشم ها


روشنی فرداهای مجهول

دستان من و تو دور از هم و باهم


خواهند نوشت


در این لحظه های دیر پا


قصه شب ها و تنهائی دل ها را


قصه چشم ها و نگاه های انتظار را


قصه غم ها و اشک های سوزان را


قصه رازها و نیاز های بی پایان را

 

من و تو دور نبودیم چنین


من و تو هر دو ز یک طایفه ایم


من و تو هر دو ز یک قافله ایم


با من احساس غریبی مکن امروز


من و تو زاده ز یک احساسیم

ایران من ایران من ایران سر افراز من 

mahdiii : بی خیال سیر کن
تاریخ عضویت: ۱۳۸۹/۰۲/۱۷
محل سکونت: تبریز
ارسال‌ها: ۴۳۱
تشکرها: ۱۱۶۰
پيام خصوصی
Top

۱۵۵۳ - شنبه ۲۳ مرداد ۱۳:۴۰

تمام منی و او همه باور تو

   

نه به زیبایی چشمان تو ...

 

                           اما زیباست

 

نه فریبانه چو رویای تو ...

 

                          اما رویاست

 

نه به زیبایی لبخند که بر لب داری ...

 

                           نه

 

آبی تماشای تو ...

 

                           اما دریاست

 

نه که احساس کنی از تو دل انگیز تر است

 

که به چشمان تو سوگند نه ...

 

                         اما غوغاست

 

نه شبیه تو که یک معجزه هستی در عشق

 

نه شبیه من بارانی و ....

 

                         اما از ماست

 

تو تمام منی و او همه باور تو

 

در شب شعر نگاهت غزل ....

 

                      اما فرداست

 

او همان جذبه آینه و آب است که هست

 

 نه به زیبایی چشمان تو ...

 

                      اما زیباست

  

ایران من ایران من ایران سر افراز من 

mahdiii : بی خیال سیر کن
تاریخ عضویت: ۱۳۸۹/۰۲/۱۷
محل سکونت: تبریز
ارسال‌ها: ۴۳۱
تشکرها: ۱۱۶۰
پيام خصوصی
Top

۱۵۵۴ - یکشنبه ۲۴ مرداد ۱۲:۴۹

از پشت شیشه ی سیاه قاب شده

                              مرا نگاه نکن

                                           حسش میکنم

دلی برایم نمانده که به بردن طمع کنی

                                      اخ که چه بی دل شده ام

تقصیر کیست که از خود بی خودم

      میدانی!!!

                                       بوی سیب ، دانه های زمرد شده ی انار

     بوی خاک             کاه گل نم ناک

                                              دلی برایم باقی نمگذارد...

قدم میزنم شاید              شاپرکی باشد که ندیده ام

                              تاصبح به امید دیدن شبنم های یخ زده مینویسم

زیر درختان آلو روی چمن های سبز

                                             به انتظار فرار از باران

        دختران ده      کوزه های پر شده از اب چشمه

همین چند شکوفه        دلم راه برده.....................*****

                                        اخ که عطرت بهار نارنج مشامم را پر کرد 

               تو به شیشه ی سیاه قاب شده ات

                     بوی پیراهنت نناز

                                                        **...دلی برای بردن ندارم...**

                      به دستان پینه بسته ی مادران ده قسم

 

......فقط آبی......

shide1515 : ......((( * جوجو * )))......
تاریخ عضویت: ۱۳۸۸/۰۲/۲۰
محل سکونت: زیر این آبی بیکران..
ارسال‌ها: ۴۹
تشکرها: ۴۲۱
پيام خصوصی
Top

۱۵۵۵ - یکشنبه ۲۴ مرداد ۱۵:۰۸


دوست دارم دوست دارم

دوست دارم دوست دارم

قد تموم آدما

قد تموم عاشقا

دل بردی و پنهون شدی

دل بردی و پنهون شدی

از من چرا ای بی وفا

از من چرا از من چرا

عاشق شدم عاشق شدم

عاشق شدم عاشق شدم

از چشم من پنهون نشو

از چشم من پنهون نشو

تنها شدم تنها شدم

تنها شدم تنها شدم

تنها نرو تنها نرو

تنها نرو تنها نرو


*******

پر می کشی تا آسمون

من خسته بی بال و پر

پر می کشی تا آسمون

من خسته بی بال و پر

روزی که برگردی دگر

از من نمی بینی اثر

روزی که برگردی دگر

از من نمی بینی اثر

روزی که برگردی دگر

از من نمی بینی اثر

دوست دارم دوست دارم

دوست دارم دوست دارم

قد تموم آدما

قد تموم عاشقا


پشیمان نیستم از آنچه بودم ... پشیمان نیستم از ماجرایم

همین هستم ، همین خواهم شد از نو ... اگر بار دگر دنیا بیایم

magenta : وحید تاجی
تاریخ عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۱۸
محل سکونت: زیر این آبی دوار
ارسال‌ها: ۴۸۴
تشکرها: ۲۹۵۶
پيام خصوصی
Top

۱۵۵۶ - دوشنبه ۲۵ مرداد ۱۵:۵۷


من همون جزیره بودم ، خاکی و صمیمی و گرم

واسه عشق بازی موجها ، قامتم یه بستر نرم

یه عزیز دردونه بودم ، پیش چشم خیس موجها

یه نگین سبز خالص ، روی انگشتر دریا

تا که یک روز تو رسیدی تو ی قلبم پا گذاشتی

غصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی

زیررگبار نگاهت دلم انگار زیر و روشد

واسه داشتن عشقت همه جونم آرزو شد

تو نفس کشیدی انگارنفسم برید تو سینه

ابر و باد و دریا گفتن ، حس عاشقی همینه


اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتی

اما تا قایقی اومد از من و دلم گذشتی

رفتی با قایق عشقت سوی روشنی فردا

من و دل اما نشستیم چشم به راهت لب دریا

دیگه تو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی

لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی

دل تنها و غریبم داره این گوشه میمیره

ولی حتی وقت مردن باز سراغتو میگیره

میرسه روزی که بی تو قعر دریا میشه خونم

اما تو دریای عشقت باز یه گوشه ای می مونم ...

.

.........


پشیمان نیستم از آنچه بودم ... پشیمان نیستم از ماجرایم

همین هستم ، همین خواهم شد از نو ... اگر بار دگر دنیا بیایم

magenta : وحید تاجی
تاریخ عضویت: ۱۳۸۸/۰۴/۱۸
محل سکونت: زیر این آبی دوار
ارسال‌ها: ۴۸۴
تشکرها: ۲۹۵۶
پيام خصوصی
Top

۱۵۵۷ - چهارشنبه ۲۷ مرداد ۱۵:۲۰

" کنار آشیانه تو آشیانه می کنم. فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم. کسی سوال می کند به خاطر چه زنده ای ؟ ومن برای زندگی تو را بهانه می کنم. بهتر است غرورتان را بخاطر کسی که دوستش دارید از دست بدهید تا اینکه او را به خاطر غرورتان. "

ایران من ایران من ایران سر افراز من 

mahdiii : بی خیال سیر کن
تاریخ عضویت: ۱۳۸۹/۰۲/۱۷
محل سکونت: تبریز
ارسال‌ها: ۴۳۱
تشکرها: ۱۱۶۰
پيام خصوصی
Top

۱۵۵۸ - چهارشنبه ۲۷ مرداد ۱۵:۲۲

" : زندگی شطرنج دنیا و دل است .... قصه پر رنج صدها مشکل است .... شاه دل کیش هوسها میشود .... پای اسب آرزوها در گل است .... فیل بخت ما عجب کج میرود .... در سر ما بس خیال باطل است .... مهره های عمر من نیمش برفت ..... مهره های او تمامش کامل است .... ما نسنجیده پی فرزین او .... غافل از اینکه حریفی قابل است "

ایران من ایران من ایران سر افراز من 

mahdiii : بی خیال سیر کن
تاریخ عضویت: ۱۳۸۹/۰۲/۱۷
محل سکونت: تبریز
ارسال‌ها: ۴۳۱
تشکرها: ۱۱۶۰
پيام خصوصی
Top

پست ۱۵۴۱ تا ۱۵۵۸ از مجموع ۱۵۵۸ پست
ارسال پست
تعداد در صفحه:
برو به صفحه:
۷۳ ۷۴ ۷۵ ۷۶ ۷۷ ۷۸